غمگین دانلود | دانلود رمان

دانلود رمان

پنج شنبه , ۳۰ شهریور , ۱۳۹۶
پخش اختصاصی

دانلود رمان سورنا اندروید،جاوا،ایفون،pdf

دانلود رمان سورنا

دانلود رمان سورنا

نام رمان:سورنا

نویسنده رمان:samira behdad کاربر انجمن نگاه دانلود

مقدمه
درکودکی ام ،
شنیده بودم ، قلب هر کس
به اندازه مشت گره کرده اش است . . . !
مشت می کنم
و خیره می شوم به انگشت های گره خورده ام . .
دستم را می چرخانم و دور تا دورش را نگاه می کنم . . .
چقدر کوچک و نحیف باید باشد قلبم !!!
در عجبم از این کوچکِ نحیف ! که چه به روزم آورده !
وقتی که تنگ می شود . . .
میخواهم زمین و زمان را به هم بدوزم . . .
وقتی می شکند چنگ می اندازد به گلویم و نفس را سخت می کند . . .
وقتی که میخواهد و نمی تواند . . . !
موج موج اشک می فرستد سراغ چشمهایم . . . !
#احمد_شاملو

خلاصه رمان:

و مردی متولد شد به نام سورنا…
مردی از جنس تلاش …
مردی در پوسته ای سخت و نفوذ ناپذیر !
مردی که برای به دست اوردن دل دخترک از هیچ تلاشی فروگزار نکرد…
دختری از جنس غرور
دختری که هیچ وقت نفهمید چه نقش مهمی توی زندگیه این مرد داره!
هویت مرد تا مدت ها برای اترینا مجهول میمونه تا اینکه ….

دانلود رمان روزهای خاکستری | هانیه حدادی (اندروید،جاوا،ایفون،pdf)

دانلود رمان روزهای خاکستری

دانلود رمان روزهای خاکستری

نام رمان:روزهای خاکستری

نویسنده رمان:هانیه حدادی

خلاصه رمان:

این داستان زندگی سها و سیاوش است که از بدو تولد نافبر هم شده بودند٬ در حالیکه اصرار دیگران به ازدواج آنها تنها باعث نفرتشون نسبت به همدیگه شده بود. این میان چون سها عاشق کامیاب شده بود.

دانلود رمان لحظه های دلواپسی | مریم کاربر انجمن نودهشتیا(اندروید،جاوا،ایفون،pdf)

دانلود رمان لحظه های دلواپسی

۹vfc1pc4luw3rs1lma3

دانلود رمان لحظه های دلواپسی

نام رمان:لحظه های دلواپسی

نویسنده رمان:مریم کاربر انجمن نودهشتیا

خلاصه رمان:

پارسا پسرعمو والبته پسرخاله ی پروا بعد ازسالها ازخارج به ایران باز می گرده. او با وجود جوان بودن،یک جراح زبردست وموفقه.پروا دررشته ی پرستاری به تازگی فارغ التحصیل شده ومشغول به کار در بیمارستانه و ازقضا درهمون دیدار اول دلخوری کوچیکی بین این دونفر پیش میاد و همین باعث میشه پروا حسابی حرص بخوره وبخواد تلافی کنه …پایان خوش
رمانش هم کل کل داره هم طنزه هم عاشقونه ست آخرشم خوب تموم میشه .

دانلود رمان وقتی او آمد | مهرسا.م(اندروید،جاوا،pdf،ایفون)

دانلود رمان وقتی او آمد

bookinside2

دانلود رمان وقتی او آمد

نام رمان:وقتی او آمد

نویسنده رمان:مهرسا.م

خلاصه رمان:

داستان در مورد زندگی شمیمه . دختری که پدر و مادرش و از دست داده و با خاله اش زندگی میکنه . سختی های زندگی از یه طرف و سخت گیری های خاله اش هم از یه طرف دیگه باعث میشه که شمیم از اون خ و نه فراری بشه . ولی دست تقدیر سرنوشت دیگه ای رو براش رقم زده . زندگی میخواد روی خوبش و بهش نشون بده . روزگار اون و سر راه خانوم بزرگ قرار میده کسی که خ و نه اش قراره برای شمیم تبدیل به یه کلبه ی امن بشه و سرنوشتش طور دیگه ای رقم بخوره . .

دانلود رمان دستخط خدا | فاطمه حیدری کاربر انجمن نودهشتیا(جاوا،ایفون،pdf)

دانلود رمان دستخط خدا

۰۷۸۹۰۶۵۳

دانلود رمان دستخط خدا

نام رمان:دستخط خدا

نویسنده رمان:فاطمه حیدری کاربر انجمن نودهشتیا

خلاصه رمان:

لگد میزنم ، روزگار دهن کج میکند ، دوستانم بی محلی … تو تنها کسی هستی که لگدش زدم و از شوق لمسه تکه ای از وجودم لبخند زدی … لبخندی به وسعت آغوشه پدری که گاهی بود و نبودش تفاوتی نمیکند … اما فقط گاهی … شیرم را با عسلی چشمانت نوشه جان میکنم … و بزرگ میشوم … به جای اینکه عصای دستت باشم برای احساسات پاکت زیرپایی میگیرم و میفهمم روزی زندگیم به خاطره درده احساس تو فلج خواهد شد! من به معجزه نگاهت ایمان آورده ام!! من … من هنوزم مومن لبخند های نادره توام! و تو … و تو ای بلندترین آستانه دردهای زمینی، تنها قِبله من، کعبه قلب توست!!

دانلود رمان این اسمش عشق نیست | نینا و busy کاربران انجمن نودهشتیا

دانلود رمان این اسمش عشق نیست

باز هم می توان | Matina joojoo کاربرنودهشت

دانلود رمان این اسمش عشق نیست

نام رمان:این اسمش عشق نیست

نویسنده رمان:نینا و busy کاربران انجمن نودهشتیا

خلاصه رمان:

یه عشق عجیب یه عشق نامعمول ، عشق یه قارون به یه پسر بیصدا ، به پسری که حتی صدایی برای ابراز علاقه نداره و در آخر باید دید سرنوشت عشقی یا دوسر متفاوت چی میشه … وقتی دو نفر انقدر با هم متفاوت باشن به نظر شما وقتی زیر یک سقف برن دچار چه مشکلاتی میشن؟ …

دانلود رمان قلبم میگه | f@rnoosh76 کاربر انجمن نودهشتیا(اندروید،جاوا،ایفون،pdf)

دانلود رمان قلبم میگه

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

دانلود رمان قلبم میگه

نام رمان:قلبم میگه

نویسنده رمان:f@rnoosh76 کاربر انجمن نودهشتیا

خلاصه رمان:

نسیم افـشار ، تنهــا دختر خانواده افشــار ، یــه دختــر شــر و شیطون که زمین و زمــان رو به کمک دوستـاش بهــم میریزه…
نقشه کشی برای حالگیری و شیطــنت جزو دائمی برنامه اش به حســاب میــاد…
ماکــان افشـار ، یکی از سرد ترین و مغــرور ترین افراد خانواده افشــار ، کســی که بــا یــه من عسل هم نمیشه نوش جانش کرد…
طی یـک سفر خانوادگی این دو نفر مجبور میشن همدیـگر رو تحمــل کنن… با تمــام یک دندگی هــا و لجبازی هاشون… با تمام حرص خوردن هـا و کل کل هــاشون… آیـــا واقـعا میتونن همدیــگر رو تحمل کنن؟ و اینکــه آیا این سفر به خوبی و خوشی به پایــان میرســه؟!

دانلود رمان کنارم بمان | Ashina.S کاربر انجمن نودهشتیا(اندروید،جاوا،ایفون،pdf)

دانلود رمان کنارم بمان

۴۷۱۱۹۹

دانلود رمان کنارم بمان

نام رمان:کنارم بمان

نویسنده رمان:Ashina.S کاربر انجمن نودهشتیا

خلاصه رمان:

زندگی تکرار مشکلات و اتفاقاته دردهای که شاید یکی باشن اما عکس العمل همه یکی نیست ظرفیت همه یه اندازه نیست
شاید با خودمون مقایسه شون کنیم و درکشون نکنیم اما بنظر اونا کاراشون منطقی باشه
گاهی با دیدن یه اتفاق میگیم:آخرش معلومه اما نمیدونیم که سرنوشت عاشق بازی با آدماست
ممکنه مهره شطرنج زندگی رو به نفع ما حرکت بده یا ممکنه با یه حرکت کیش و مات مون بکنه کسی چه میدونه…
مریم هم فکر میکرد حرکت بعدی رو میدونه از خیلی چیزا سرسری گذشت و ندید یه سرباز ساده ممکنه
شاه رو کیش و مات کنه نفهمید شاید شاه مقابل فقط لباس شاه تنشه
زود قضاوت کرد نه تنها مریم خیلیا اینکارو کردن حالا باید دید حرکت بعدی سرنوشت در مقابل قضاوت زود اونا چیه
باید دید ماهان همون شاه مغرور و مقاومه یا …

دانلود رمان زنانه یا مادرانه ؟ | mona30  کاربر انجمن نودهشتیا(اندروید،جاوا،ایفون،pdf)

دانلود رمان زنانه یا مادرانه ؟

zanmadaraneh

دانلود رمان زنانه یا مادرانه ؟

نام رمان:زنانه یا مادرانه

نویسنده رمان:mona30  کاربر انجمن نودهشتیا

خلاصه رمان:

برای مادر بودن لازمه که زن بود. حسش کرد. داستان ما سرنوشت یه زنه. یه زن سی ساله که زن بودن رو نمیشناسه …

دانلود رمان قتل در مهمانی خانوادگی | Lord of Fearکاربر نودهشتیا(جاوا،pdf)

دانلود رمان قتل در مهمانی خانوادگی

ghmeikh

دانلود رمان قتل در مهمانی خانوادگی

نام رمان:قتل در مهمانی خانوادگی

نویسنده رمان:Lord of Fearکاربر نودهشتیا

خلاصه رمان:

آیا نوشیدنی ها مسوم بودند… یا کیک های کاراملی… شاید هم غذا و یا سالاد… چه کسی میدونه؟… اگر بخوایم دقیق تر بشیم ، مساله از شبی شروع میشه که در یک مهمانی بالماسکه، یک نفر به شکل عجیبی به قتل میرسه… این که اون فرد کیه، چرا و چطوری به قتل رسیده و دست آخر کیا پشت پرده ی قتل این شخص بودن، تنها یک بخش از این مهمونی مرموزه ، پس با کنار گذاشتن تمامی مهمان هایی که الان همگی مظنون به حساب میان، به نکته ی جالب تر این پرونده میرسیم و اون هم اینکه خانواده ی بازرس جان آکویینی برگزار کننده ی این جشنِ خونیننِ!

صفحه 3 از 3312345...102030...قبلی »

error:
برای ورود به کانال تلگرام >>>پارس ها - رمان<<< کلیک کنید